جلال الدين الرومي

80

فيه ما فيه ( فارسى )

باشد . و خان‌ها « 1 » جداگانه براى تفريق است و ستر عيب‌ها « 2 » ، فايده آن همين است . و جامع را نهادند تا جمعيّت اهل شهر آنجا باشد و كعبه را « 3 » واجب كردند تا اغلب خلق عالم از شهرها و اقليم‌ها آنجا جمع گردند . گفت مغولان « 4 » كه اوّل درين ولايت آمدند عور و برهنه بودند ، مركب ايشان گاو بود و سلاح‌هاشان چوبين بود ؛ اين زمان محتشم و سير گشته‌اند و اسبان تازى هرچه بهتر و سلاح‌هاى خوب پيش ايشان است . فرمود كه آن وقت كه دل شكسته و ضعيف بودند و قوّتى نداشتند خدا ايشان را يارى داد و نياز ايشان را قبول كرد . درين زمان كه چنين محتشم و قوى شدند حق تعالى با ضعف خلق ، ايشان را هلاك كند تا بدانند كه آن عنايت حق بود و يارى حق بود كه ايشان عالم را گرفتند ، نه به زور و قوت بود . و ايشان « 5 » اوّل در صحرايى بودند دور از خلق ، بينوا و مسكين و برهنه و محتاج . مگر بعضى ازيشان به طريق تجارت در ولايت خوارزمشاه مىآمدند و خريد و فروختى مىكردند و كرباس مىخريدند جهت تن‌جامهء « 6 » 152 خود . خوارزمشاه آن را منع مىكرد و تجّار ايشان را مىفرمود تا بكشند 153 و از ايشان نيز خراج مىستد و بازرگانان را نمىگذاشت كه آنجا بروند . تاتاران پيش پادشاه خود به تضرّع رفتند كه هلاك شديم . پادشاه ايشان ازيشان ده روز مهلت طلبيد و رفت در بن غار و ده روز روزه داشت « 7 » و خضوع و خشوع پيش گرفت . از حق تعالى ندايى آمد « 8 » كه « قبول كردم زارى تو را بيرون آى هرجا كه روى ، منصور باشى . » آن بود چون « 9 » بيرون آمدند « 10 » به امر حق منصور شدند و عالم را گرفتند . گفت « 11 » تتاران نيز حشر را مقرّند و مىگويند يرغويى « 12 » 154 خواهد بودن . فرمود كه دروغ مىگويند مىخواهند « 13 » كه خود را با مسلمانان مشارك كنند كه يعنى « 14 » ما نيز مىدانيم و

--> ( 1 ) . ح : و خان‌ها را ( 2 ) . اصل : سر جمعيّت‌ها ( 3 ) . ح : و زيارت كعبه را ( 4 ) . ح : كه مغولان ( 5 ) . ح : فرمود كه ايشان ( 6 ) . ح : جهت جامهء ( 7 ) . ح : در بن غارى تارى روزه داشت ( 8 ) . ح : ندا آمد ( 9 ) . ح : كه چون ( 10 ) . ح : آمد ( 11 ) . ح : گفت كه ( 12 ) . ح : كه يرغويى خواهد بودن و خواست و پرسشى و حسابى البته روزى ( 13 ) . ح : خواهند ( 14 ) . ح : يعنى كه